فيروز ميرزا فرمانفرما
29
سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
سير رويدادهاى جارى اجتماعى و فرآيند دگرگونىهاى اين دوران جامعه به حدى سريع ، ناهمگون و نامتجانس است كه درك آن براى بسيارى از سياستمداران و حكمرانان كه با شيوهاى سادهتر حكومت مىكردهاند ، همچون فيروز ميرزا و ديگر درباريان غيرمأنوس به نظر مىرسد . به عكس آن كسانى كه به شيوهء نوين تعليم ديده و يا در فرنگ تحصيل كرده بودند ، كاملا به اوضاع و احوال زمانه پىبرده ؛ همراه با تغيير شرايط و پيچيدگىهاى اجتماعى آن دگرگون مىشدند . همانطور كه گفته شد . اين دورهء زندگانى فيروز ميرزا با عزل و احضار بهرامميرزا معز الدوله « 1 » از شيراز به دار الخلافه و انتصاب و بازگشت مجدد او به حكومت فارس همراه بود . مقارن ورود فيروز ميرزا در صفر 1266 ق / 1849 م . ، سيد يحيى پسر سيد جعفر اصطهباناتى در نيريز فتنهاى بهپا و مردم را به بابىگرى دعوت كرد تعداد زيادى از مردم كه با او از در مخالفت درآمده بودند ، به اشارهء او كشته شدند . در همين حال اعتماد السلطنه مىنويسد : « . . . ديوان بيگى محمد على خان بن حاجى شكر الله خان نورى و مصطفى قلى خان قراگوزلوى « 2 » سرتيپ به حكم نواب و الا نصرت الدوله فيروز ميرزا حكمران فارس به دفع سيد يحيى و اتباع او مأمور شدند و به نيريز آمده بعد از مقابله و مقاتله بر آنها غلبه كرده و سيد يحيى را دستگير نموده به شيراز آوردند و در شيراز ورثهء مقتولين سابق الذكر او را به حكم قصاص بكشتند و حاجى
--> ( 1 ) . بهرام ميرزا معز الدوله ( وفات 1299 / 1881 م ) برادر فيروز ميرزا بود كه وى حكومت ايالات كرمانشاه ، لرستان ، خوزستان و فارس را داشت . ر ك : شرح رجال ايران ، جلد 1 ، صص 192 - 195 . ( 2 ) . مصطفى قلى خان اعتماد السلطنه قراگزلوى همدانى از سركردگان لشكر است كه اغلب رئيس قشون و فرماندهء لشكر بوده و در بسيارى از جنگهاى داخلى دخالت داشته است . ر ك : بامداد ، شرح حال رجال ايران ، جلد چهارم ، ص 115 - 116 .